هسته آلو - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
آلو خشک؛چیزی که بچه ها معمولا دوست ندارند .خوب حق دارند چیزی با پوست چروکیده و سفت مزه عجیب غریب وهسته بزرگ در وسط .اماااا اما همین هسته ها میتواند نشانه های جالبی باشد. این باور وجود دارد که هر دختری پس از خوردن غذا یا خوراکی که با آلو تهیه شده تعداد هسته های باقی مانده در بشقابش را می شمارد تا شغل...
8نوع عشق از نظر اشترنبرگ - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
تعهد هوس صمیمیت نوع عشق پایین پایین پایین 1.فقدان عشق پایین پایین بالا 2.همدلی پایین بالا پایین 3.عشق وسواسی پایین بالا بالا 4.عشق رمانتیک بالا پایین پایین 5.عشق خالی بالا پایین بالا 6.عشق عاطفی بالا بالا پایین 7.عشق ساده لوحانه بالا بالا بالا 8.عشق آرمانی
پیامک - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
خسته ام از این زندان که نامش زندگیست. پس قشنگیهای دنیا مال کیست؟ باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست؟؟ ☼☼☼☼☼ به نام دو گل بهشت یکی عشق و دیگری سرنوشت/ به قلم گفتم بنویس هرچه دلش خواست نوشت/ ما را خاک پای دوست و دوست را تاج سر ما نوشت ☼☼☼☼☼ ما اگر باکسی می رفاقت نوش ک...
فقر - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود، در یخچال را باز می کند... عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند پسرک این را می داند، دست می برد بطری آب را بر می دارد کمی آب در لیوان می ریزد... صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم " پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.
زنان ومردان - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
زنان ومردان ز نان و مردان باهم متفاوت هستند، در این دو نکته تردیدی نیست. ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ، چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟ بیایید از خانم ها شروع کنیم: زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند. زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند. زن ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچک...
مادر - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
تو 10 سالگي : " مامان ، بابا عاشقتونم" تو 15 سالگي : " ولم کنين " تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم" ... ... ... تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون" تو 30 سالگي : " حق با شما بود" تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم " تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!...
مسافر - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:06
ای مسافر غریب در دیار خویشتن با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دور دیدمت ولی چه دیر...